من و عشقم
دیشب من و آبتین و خاله نسترن رفتیم رستوران سنتی فرحزاد تا پیتزا بخریم. خیلی محیط جذاب و آروم و قشنگی داشت. یه قسمت دو تا خرگوش داشت که آبتین کلی با هاشون سرگرم شد. چند تا پرنده داشت که یکیشون یه مرغ مینا بود که بلد بود حرف بزنه. خیلی واضح می گفت : سلام ، خوبی ، مینا
آبتین هم که خیلی خوشش اومده بود همش باهاش حرف می زد اینقدر گفت آبتین که مرغ مینا یاد گرفت بگه آبتین و وقتی آبتین می گفت آبتین اونم می گفت آبتین
حالا آبتین گیر داده بود بهش که بگه : مامان نسیم . بیچاره مرغ مینا




مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


من و عشقم
